گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
علت اصلی این ناکامی آن بود که پس از پیروزی نهضتها، معمولا افراد و جریاناتی زمام امور را در دست میگرفتند که نیروهای انقلابی و زحمتکشان نهضت را کنار میزدند و در نتیجه، مردم نمیتوانستند از ثمره فداکاریها، هزینهها و خسارتهایی که در مسیر انقلاب و آزادی متحمل شده بودند بهرهمند شوند.
بر این اساس، به این نتیجه رسیدند که لازم است سازمانی متشکل از نیروهای خود انقلاب ایجاد شود، با هدف اصلی حفاظت جامع از دستاوردهای انقلاب؛ نهفقط در زمینههای امنیتی و نظامی، بلکه در عرصههای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و خدماتی.
در نتیجه، پس از طی مراحل مختلف و انجام گفتوگوها و بحثهای گسترده، طی دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعبندی نهایی حاصل آمد و اساسنامه این تشکیلات تدوین شد. اساسنامه به تأیید شورای انقلاب رسید و این مجموعه به رسمیت شناخته شد. حتی نخستین شورای فرماندهی سپاه، با امضای شهید آیتالله بهشتی بهعنوان دبیر شورای انقلاب، حکم خود را دریافت کرد و به این ترتیب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رسمیت قانونی یافت.
امامخمینی(ره) نیز در جریان این روند قرار داشتند، آن را تأیید کردند و دیدگاههای خود را درباره سپاه بیان نمودند.
بدینترتیب، از دوم اردیبهشت ۱۳۵۸، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهطور رسمی تشکیل شد. همچنین مقرر شد نخستین سالگرد میلاد حضرتامام حسین(ع)، سوم شعبان سال ۱۳۵۸، بهعنوان «روز پاسدار» نامگذاری شود. در آن روز، سپاه بهصورت رسمی با لباس، نیروها و حضور خود در سطح کشور، موجودیتش را به نمایش گذاشت و بهعنوان یکی از نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی شناخته شد و مورد استقبال قرار گرفت.
حدود یکسال پس از تأسیس، سپاه پاسداران در سراسر کشور شکلگرفت و بهتدریج مراحل توسعه، آموزش، آمادگی و عملیاتیشدن فعالیتهای خود را پشت سر گذاشت. در سالهای بعد نیز، بسیج بهعنوان نیروی مکمل سپاه شکلگرفت؛ نیرویی که بهطور کامل در اختیار سپاه قرار داشت، اما نه بهصورت تماموقت یا کادری، بلکه بهعنوان نیرویی حامی که در مواقع مقتضی میتوانست در اختیار سپاه قرار گیرد. به این ترتیب، از آذرماه ۱۳۵۸ مقدمات شکلگیری ساختار گسترده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فراهم آمد و این نهاد بهتدریج به سازمانی کارآمد، تأثیرگذار و گسترده با ساختار کنونی تبدیل شد.
در ابتدای شکلگیری سپاه، برخی بر این نظر بودند که این نهاد باید زیر نظر دولت فعالیت کند، با این استدلال که سپاه یک نیروی نظامی است و در امور کشور ایفای نقش میکند. اما با توجه به اهداف سپاه و تجربههای گذشته از اداره دولتی چنین نهادهایی، صلاح در این دیده شد که سپاه تحت نظر رهبری انقلاب فعالیت کند. این تصمیم، نقشی بسیار تعیینکننده در کارآمدی، مردمیشدن و تقویت سپاه ایفا کرد؛ چراکه اگر سپاه در اختیار دولتها قرار میگرفت، هر دولت بر اساس سلیقه خود مسیر متفاوتی را دنبال میکرد و این امر به آشفتگی و کاهش کارآمدی میانجامید.
نکته مهم دیگر آن بود که در تابستان سال ۱۳۵۸، برای جلوگیری از این تصور که سپاه نهادی موقت یا حاشیهای بوده و ممکن است سرنوشتی مشابه انحلال برخی نهادها پیدا کند، موضوع سپاه با مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح شد.
در نتیجه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان یکی از اصول قانون اساسی، برای دفاع از انقلاب، کشور و دستاوردهای انقلاب به رسمیت شناخته شد. از آن پس، سپاه تحت رهبری امامخمینی(ره) فعالیتهای خود را پیگیری کرد و پس از رحلت ایشان نیز، مقام معظم رهبری بهعنوان فرمانده کل قوا، هدایت سپاه را بر عهده داشتند.
این هدایت متمرکز، هماهنگی و برنامهریزی منسجم نیروهای مسلح تحت رهبری رهبر معظم انقلاب، در طول این سالها کارآمدی خود را بهروشنی نشان داده است. بیتردید، بررسی نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حفظ و صیانت از انقلاب و دستاوردهای آن، موضوعی بسیار گسترده است که پرداختن کامل به آن نیازمند فرصتی مفصلتر خواهد بود.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد